تبلیغات
صبح صادق - نامه‌ای به عزاداران حسینی قسمت دوم
 
 
 


اللهم عجل لولیک الفرج

نامه‌ای به عزاداران حسینی قسمت دوم

نامه حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی

  

فواید عزاداری

الف) حمایت از مظلوم

در سوره کوّرت خداوند با یک آهنگ استثنایی می فرماید: «آنگاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و ... سؤال شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟» ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور می‌کردند؛ ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته است. این نمونه ای از حمایت از مظلوم است؛ هرچند مسلمان نباشد.حال اگر مظلوم مؤمن باشد، اهمیت بیشتری می یابد.

در سوره بروج می‌خوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمنین به دره‌ای و سوزاندن آنان تماشاگر این جنایت خود بودند. و تنها گناه آن مؤمنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود. بنابراین گفتن مرگ بر ظالم یک سنت قرآنی و نوعی دفاع و حمایت از مظلوم است.

ب) قدرت تشیع

امروز دشمنان ما اقرار می‌کنند که ما حریف شیعیان نمی‌شویم؛ زیرا آنان دو بال قوی دارند. بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی(عج) است. آنان از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمی‌ترسند؛ چون رهبرشان امام حسین(ع) آن گونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال خود نداشت و آن گونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند. و آن گونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام، با هیاهو جلو شنیدن سخن امام توسط مردم را گرفتند. امام شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است. این از یک سو.

از سوی دیگر اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمی‌شوند. و هیچ حکومتی با هیچ شیوه‌ای اینان را راضی نمی‌کند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غائب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند، به خاطر آن است که این افراد را نایب آن سرور می‌دانند.

ج) الگو گیری 

عزاداری نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان می‌گوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی(ع) که در کربلا بود) یاد بگیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرین‌تر است. به جوان می‌گوید از علی اکبر یاد بگیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.

ما نقش الگویی عزاداری را در جبهه‌های حق علیه باطل از پیشانی‌بندها، تابلوها و نوشته‌های روی سینه‌ها، پشت کمرها، نوحه‌ها، نام جاده‌ها، که همه و همه مملو از نام کربلا، عشق به شهادت، و اعلام پیروی از امام حسین(ع) بود دیده ایم.

د) بستر سازی

1- عزاداری بستری برای میلیونها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمکهاست.

2-       عزاداری بستری برای دهها هزار هجرت روحانیون به اقصی نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام است.

3-       در سایه عزاداری است که در خیابانهای نیویورک نماز جماعت برپا می‌شود.

4-       عزاداری بستری برای رشد حماسه‌ها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال می‌باشد.

ه) فهم و درک بیشتر

در مراسم عزاداری و نقل فضائل، مطالبی را به خوبی درک می‌کنیم.

1-       به خوبی می‌فهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است.]و العاقبة لاهل التقوی[.

2-       به خوبی می‌فهمیم که چگونه نقشه‌های شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنی‌امیه نقش بر آب شد. ]ان کید الشیطان کان ضعیفا[.

3-       به خوبی می‌فهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. ]بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه[.

4-       به خوبی می‌فهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروخته‌تر می‌کند.]یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم[.

5-    در عزاداری می‌آموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است. کسی که سیزده تیر به خاطر نماز عاشورا و حفاظت از امام بر بدنش خورد، لحظه آخر به امام گفت آیا از من راضی هستی؟ «اَرضیت عنّی؟»

6-       در عزاداری می‌آموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر لازم است. (سی تیر برای دو رکعت نماز).

7-       در عزاداری می‌آموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست؛ نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب).

8-    در عزاداری می‌آموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمی‌کند. (زینب کبری سلام الله علیها در  شب یازدهم حتی نماز شب را خواند.)

9-    در عزاداری می‌آموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر می‌شود. (مسیحیان نجران همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند؛ ولی طرفداران بنی‌امیه با اینکه دیدند امام حسین(ع) با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند.)

10-  در عزاداری می‌آموزیم که چگونه انسان از گرگ درنده‌تر می‌شود و غرور و تکبر و ریاست، نا اهلان را تا آنجا پیش می‌برد که چوب بر لب و دندانی می‌زند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر- آن را می‌بوسیدند.

11-  در عزاداری می‌آموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و مودت و اطاعت اهل بیت( که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بی‌نظیری شهید و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه و ... نمی‌گذرد.

12-  در عزاداری با مدیریت بحران آشنا می‌شویم، که امروز در دانشکده‌های مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده است. (مدیریت زینب کبری سلام الله علیهااز ظهر عاشورا به بعد در بحرانی‌ترین شرایط).

13-  از کربلا می‌آموزیم که حق‌الناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین(ع) زمین کربلا را خرید تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زائرانش در ملک مردم پا ننهند.) ما نیز باید در عزاداری مراعات مسافران، عابرین، همسایگان، اطفال، بیماران را بکنیم.

14-   از کربلا می‌آموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین(ع) هم سر علی اکبر(ع)را در بغل گرفت، هم سر غلام را).

15-   از کربلا می‌آموزیم که سر از بدن جدا می‌شود؛ ولی از قرآن جدا نمی‌شود. (سر امام بالای نی قرآن خواند).

16-   از کربلا می‌آموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند و ما باید به خدا پناه ببریم.

17-   در عزاداری می‌آموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق(ع)فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.

18-   در عزاداری می‌آموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود. امام صادق(ع) فرمود زنان پشت پرده بنشینند.

19-  در عزاداری می‌آموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز می‌توانند برای ابد الگو باشند. امام خمینی! فرمودند ما هرچه داریم از محرم و صفر است.

20-   در عزاداری می‌آموزیم که می‌توان یک بسیج سریع و خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.

21-  در عزاداری می‌آموزیم که باید از بازماندگان تفقد و همدردی کنیم، این مسئله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز است، و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید.  در ماجرای کربلا صاحب عزای اصلی امام زمان(ع) است و عزاداری ما می‌تواند تسلیتی برای آن عزیز باشد.

22-   در عزاداری می‌آموزیم که به ولایت الهی وفادار باشیم؛ گرچه دو دستمان قطع شود.

23-  در عزاداری می‌آموزیم که له ‌شویم؛ ولی شکسته نشویم. (زینب کبری سلام الله علیها به یزید گفت من تو را بسیار کوچک می‌بینم. «انی لاستصغرک».

24-  در عزاداری است که می‌شنویم درهای غیب به روی افراد باز می‌شود. (علی اکبر(ع) به پدرش گفت: «هذا رسول الله»؛ یعنی من پیغمبر- را می‌بینم. و امام حسین(ع) به یارانش فرمود: «هذه جنه»؛ بهشت شما را من می‌بینم).

25-   در عزاداری می‌آموزیم که در سخت‌ترین شرایط از خدا راضی باشیم. امام حسین(ع)فرمودند: «رضاً برضاک» و در سخت‌ترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم که فرمود «لا معبود سواک».

کربلا و خاک آن

1-       لب زدن به هر خاک حرام است، جز خاک کربلا.

2-       در حرم کربلا  می‌توان مثل خانه خود نماز را چهار رکتی خواند؛ یعنی در آنجا احساس غربت نکن.

3-       به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است.

4-       خاک کربلا انیس مرده در قبر است.

5-       خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است.

6-    تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست. همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات می‌کنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام می‌کنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد.

 

آثار امام حسین(ع):

1.    با اینکه قبر مرده عادی را بعد از متلاشی شدن بدن و یا سی سال می‌توان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمی‌توان نبش کرد.

2.     وظیفه ما زنده نگهداشتن آثار و یادگارهای شهداست؛ همانگونه که امام صادق(ع)پیراهن امیرالمؤمنین(ع) را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان می‌داد. و امام سجاد(ع)فرمود پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردان.

آب فرات

1. دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم آمده است؛ « اللهم اجعله علماً نافعا و رزقاً واسعاً و شفاعاً من کل داء».

2. با اینکه آب فرات قبل از شهادت بوده و الآن این آب، آب زمان امام حسین(ع) نیست؛ اما به خاطر کوچک ترین مناسبت باید در بستر زنده نگهداشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.

 



[ ]
ن : مشتاق
ت : چهارشنبه 9 آذر 1390
 
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.